سفارش تبلیغ
صبا
برادران، در کنار ظرف های بزرگ [غذا]، چه بسیارند و به هنگام حوادث روزگار، چه کم! [امام علی علیه السلام]
کشکول حکمت- گزیده بیانات حکیمانه آیت الله جوادی آملی

این بیان نورانی علی(صلوات الله و سلامه علیه) است ... فرمود: «لو تَمثّل لِی الفقر رجلاً لَقَتلتُهُ» من اگر فقر را ببینم، گردن می‌زنم.

کمک کردن به فقیر یک کار عاطفی است.

ما بارها به این مسؤولین کمیته امداد در دیدارها همین را عرض می‌کردیم: در روی کُره زمین کدام کشور است که کمیته امداد در آن نیست؟ آن ملحد دارد، آن مشرک دارد، آن یهودی دارد، آن مسیحی دارد، همه به فقرا کمک می‌کنند.

کمک کردن به فقیر یک امر عاطفی است، این خیلی محبوب دین نیست؛ فقرزدایی مهم است.

فرمود من اگر ببینم فقر کجاست، فقر را گردن می‌زنم تا فقری نباشد.

یعنی ایجاد اشتغال می‌کنم، بیکاری را برطرف می‌کنم ... این علی است!

خیلی فرق است کسی بگوید من با فقر درگیرم، من فقر را اعدام می‌کنم، تا کَسی به فقیر کمک کند.

برگرفته از درس تفسیر قرآن آیت الله جوادی آملی/سوره نمل، آیات 74 تا 81/ رادیو معارف/برنامه بر کرانه نور، 1394/9/17 

صوت کامل جلسه

متن کامل جلسه


کلمات کلیدی:


نوشته شده توسط همایون سلحشور فرد 94/10/20:: 10:39 عصر     |     () نظر

انسان در مصاف با مرگ، مرگ را می‌میراند.

این حرف چقدر حرف بلند است!

شما الآن در تمام زیر این آسمان فقط این حرف را از وحی می‌دانید که انسان است که مرگ را می‌میراند.

این بیان نورانی امام(سلام الله علیه) که مرحوم کلینی نقل کرده فرمود: ... مشرق بروید، مغرب بروید، این حرف‌های ما حرف‌های تازه است.

آنها (ائمه اطهار) هم از قرآن دارند؛ شما وقتی این حرف را مطرح می‌کنید که انسان، مرگ را می‌میراند اینها گیج می‌شوند، نگاه می‌کنند این حرف چیست؟ انسان مرگ را می‌میراند، چیست؟

قرآن که نگفته «کلّ نفس یذوقها الموت» فرمود: کُلُّ نَفْسٍ ذَائِقَةُ الْمَوْتِ

نفرمود مرگ همه را می‌چشد، فرمود همه مرگ را می‌چشند؛ هر ذائقی مذوق را هضم می‌کند و جذب می‌کند.

مرگ را می‌میرانیم و برای ابد زنده‌ایم و خواهیم بود؛ مرگی دیگر در کار نیست.

این حرف، حرف وحی است که انسان در مصاف با مرگ، مرگ را می‌میراند.

برگرفته از درس تفسیر قرآن آیت الله جوادی آملی/سوره نمل، آیات 74 تا 81/ رادیو معارف/برنامه بر کرانه نور، 1394/9/17

صوت کامل جلسه

متن کامل جلسه



کلمات کلیدی:


نوشته شده توسط همایون سلحشور فرد 94/10/20:: 10:15 عصر     |     () نظر

... آنها خیال می‌کردند انسان می‌پوسد. پاسخش این است که اولاً مرگ «فوت» نیست، «وفات» است.

توفّی و وفات و استیفا یعنی اخذ تام؛ چیزی به نام «فوت» نداریم هر چه هست «وفات است».

در فوت، تاء جزء کلمه است؛ به معنای زوال و نیستی است.

در وفات این تاء، زائد بر اصل است که معنای آن اخذ تام است.

فرمود شما متوفّا می‌شوید، استیفا می‌شوید، تمام حقیقت شما را فرشته‌ها دریافت می‌کنند.

پس چیزی به عنوان فوت و زوال نیست.

برگرفته از درس تفسیر قرآن آیت الله جوادی آملی/سوره نمل، آیات 74 تا 81/ رادیو معارف/برنامه بر کرانه نور، 1394/9/17

صوت کامل جلسه

متن کامل جلسه


کلمات کلیدی:


نوشته شده توسط همایون سلحشور فرد 94/10/20:: 9:49 عصر     |     () نظر

دانشگاه ها غرق در علوم دینی هستند! 

الآن دانشگاه‌ها غرق در علوم دینی هستند منتها کسانی که آشنا نیستند، این سرقت است؛ چرا؟

برای اینکه خلقت را رها کردند گفتند طبیعت؛ داده? خدا را که عَلَّمَ الْإِنسَانَ مَا لَمْ یَعْلَمْ است برای خود دانستند گفتند مال خودم است ...

این چراغ را در درون تو خدا روشن کرده، تو با چراغ خدا داری کار خدا را می‌بینی ... شما با چراغ الهی کار خدا را دیدی، این متن دین است، چرا می‌گویی طبیعت؟!

بنابراین برخی‌ها در دین غرق‌اند و نمی‌دانند ما علم غیر دینی نداریم.

اگر ما در جهان، خلقت نمی‌داشتیم، طبیعت می‌داشتیم، مجاز بودند بگویند زمین‌شناسی، اسلامی و غیر اسلامی ندارد.

خُب چطور بررسی فعل معصوم می‌شود دینی، بررسی فعل خدا دینی نیست؟

قول معصوم را در حوزه‌ها بررسی می‌کنند می‌شود دینی؛ فعل معصوم را در حوزه‌ها بررسی می‌کنند می‌شود دینی؛ فعل خدا را در حوزه‌ها بررسی می‌کنند می‌شود تفسیر و دینی؛ اما فعل خدا را در دانشگاه‌ها بررسی بکنند دینی نیست؟!

تفسیر خلقت فرض ندارد که دینی نباشد و این علم هم داده? اوست، چراغ اوست ?عَلَّمَ الْإِنسَانَ مَا لَمْ یَعْلَمْ?

حضرت امیر فرمود حرف‌ها، حرف‌های ماست؛ دیگران گرفتند به اسم خودشان ثبت کردند «سُمّی سارقاً» ...

وقتی فرش سرقت شد معنایش این نیست که تار و پودش فرق می‌کند، نه! فرش همان فرش است منتها برای این آقا نیست، برای دیگری است.

این طبیعت نیست، خلقت است؛ این علم برای شما نیست، داده? اوست، فضل خداست، آخرها هم از شما می‌گیرند.

اگر مدینه یِ علم است که پیغمبر است، اگر درِ مدینه است که ما هستیم، شما چه کاره هستید؟ شما نه در شهرید نه درِ شهر؛ البته ما در را باز کردیم ریختیم بیرون شما هم گرفتید؛ پس بگویید از کجا گرفتید ...

اگر مدینه یِ علم است که پیغمبر است، اگر درِ مدینه است که ما هستیم، شما چه کاره هستید؟ شما نه در شهرید نه درِ شهر؛ البته ما در را باز کردیم ریختیم بیرون شما هم گرفتید؛ پس بگویید از کجا گرفتید «سُمّی سارقاً» ...

برگرفته از درس تفسیر قرآن آیت الله جوادی آملی/سوره نمل، آیات 66 تا 75/ رادیو معارف/برنامه بر کرانه نور، 1394/9/16

صوت کامل جلسه

متن کامل جلسه


کلمات کلیدی:


نوشته شده توسط همایون سلحشور فرد 94/10/18:: 9:38 عصر     |     () نظر

هر کس مضطر باشد یقیناً دعای او مستجاب است منتها بعضی‌ها مضطر نیستند؛ گاهی تصوّر می‌کنند که مضطرّند ولی در بسیاری از حالات قلبشان متوجّه به قدرت‌های خودشان یا قدرت‌های دیگری است ...

تنها کسی که به مضطر می‌رسد، خداست؛ اما این آقا مضطر نیست برای اینکه این وسیله قرار داده که برگردد همان بشود ...

برگرفته از درس تفسیر قرآن آیت الله جوادی آملی/سوره نمل، آیات 59 تا 64/ رادیو معارف/برنامه بر کرانه نور، 1394/9/14

صوت کامل جلسه

متن کامل جلسه


کلمات کلیدی:


نوشته شده توسط همایون سلحشور فرد 94/10/18:: 7:59 عصر     |     () نظر

به مناسبت سالروز حماسه 9 دی، روز بصیرت/ قسمت دوّم
 
... اما در سوره ی مائده آنهایی که بیماری سیاسی دارند در قلبشان این مرض هست، ذات اقدس اله به رسول خود سفارش کند که به آنها بگو « فَتَرَى الَّذِینَ فِی قُلُوبِهِم مَّرَضٌ یُسَارِعُونَ فِیهِمْ یَقُولُونَ نَخْشَى أَن تُصِیبَنَا دَآئِرَةٌ فَعَسَى اللّهُ أَن یَأْتِیَ بِالْفَتْحِ أَوْ أَمْرٍ مِّنْ عِندِهِ فَیُصْبِحُواْ عَلَى مَا أَسَرُّواْ فِی أَنْفُسِهِمْ نَادِمِینَ »(*)

فرمود: آنهایی که مرض در قلبشان دارند مرتب دستشان به گوشی BBC  است، هی گرایش به او دارند، هی با او تلفن می کنند. هی از او گزارش می کنند.

این یک مرض است، این مرض را معالجه کنید، فرمود:« فَتَرَى الَّذِینَ فِی قُلُوبِهِم مَّرَضٌ یُسَارِعُونَ فِیهِمْ » نه «یُسَارِعُونَ الیهِمْ »! این ها اصلاً در جمع آنها هستند، مرتب با بیگانه ارتباط دارند ...

یعنی کسی که دویست سال این کشور را غارت کرد، یا کسی که صد سال غارت کرد، یا کسی که شصت سال غارت کرد، بالاخره غارت نامه ی این ها معلوم است. غارت نامه ی انگلیس معلوم است، غارت نامه ی آمریکا و برخی از أقاربش هم معلوم است، این که دیگر تاریخ بیهقی نیست، خیلی از این غارت ها را در زمان خودمان دیدیم...

بالاخره اشکال و انتقاد هست ولی در چهارچوب قابل حل است، اما تا یک خبر شد به خارج و از آنها کمک بگیریم، این مرض است « فَتَرَى الَّذِینَ فِی قُلُوبِهِم مَّرَضٌ یُسَارِعُونَ فِیهِمْ»

بعد حرفشان این است که خوب اگر نظام ما شکست خورد و آنها برگشتند ما چه کنیم؟« یَقُولُونَ نَخْشَى أَن تُصِیبَنَا دَآئِرَةٌ » شاید اوضاع برگردد.

فرمود:« فَعَسَى اللّهُ أَن یَأْتِیَ بِالْفَتْحِ أَوْ أَمْرٍ مِّنْ عِندِهِ فَیُصْبِحُواْ عَلَى مَا أَسَرُّواْ فِی أَنْفُسِهِمْ نَادِمِینَ » خدا هست، همیشه بود و همیشه هست و همیشه یاور دین است، بعد شما شرمنده می شوید، کاری نکنید که در آن عذاب آخرت باشد و خزی دنیا...

خطبه نماز جمعه قم به امامت آیت الله جوادی آملی، 1388/7/5

پی نوشت:
*- سوره مبارکه مائده، آیه 52: مى‏بینى کسانى که در دل هایشان بیمارى است در [دوستى] با آنان شتاب مى‏ورزند؛ مى‏گویند مى‏ترسیم به ما حادثه ناگوارى برسد. امید است‏خدا از جانب خود فتح [منظور] یا امر دیگرى را پیش آورد تا [در نتیجه آنان] از آنچه در دل خود نهفته داشته‏اند پشیمان گردند.


کلمات کلیدی:


نوشته شده توسط همایون سلحشور فرد 94/10/9:: 5:9 عصر     |     () نظر

به مناسبت سالروز حماسه 9 دی، روز بصیرت/ قسمت اول
 سوژه کناره گیری علّامه جوادی آملی از امامت جمعه قم در سال 88 برای رسانه های معاند و ضدانقلاب


کناره گیری علّامه جوادی آملی از امامت جمعه قم در سال 88 سوژه ای شد برای طرح ادعای تقابل معظم له با نظام اسلامی از سوی برخی رسانه های معاند و ضدانقلاب

 لذا جهت قضاوت عمومی در اینجا به نقل فرازی از آخرین خطبه نماز جمعه قم به امامت این حکیم فرزانه ی پردازیم:

«پنج آذر یعنی دیروز فرمان امام راحل سالروز تشکیل بسیج مستضعفان بود. این نیروی با اخلاص الهی در دفاع مقدس تلاش و کوشش کرده است. برای حفظ نظام تلاش و کوشش کرد و می کند و امیدواریم همگان هم حق شناسِ این نیروی با اخلاص باشند و هم این ها مواظب باشند که غربال شوند و مبادا خدای ناکرده کسی در این ها نفوذ بکند و هم این ها مستقیم تر حرکت کنند و هم مردم قدرشناس تر باشند تا ان شاء الله به برکت این نیروی با اخلاص این کشور ولی عصر به دست صاحب اصلی اش برسد...

آخرین عرضم، غزل خداحافظی است ...

بنده از ادامه این کار معذورم، لکن چند عذرخواهی می کنم که انشاءاللّه، العذر عند کرام الناس مقبول.

ائمه جمعه دو سمت مهم روحانیت را به عهده دارند؛ یکی رهبری قافله است در سیر و سفر من الخلق الی الحق؛ دوم، پیام آور راستین دستورهای الهی اند: من الحق الی الخلق.

اگر قصوری یا تقصیری در این دو برنامه بود، از همه عذرخواهی می کنم ...

و در مسأله خطبه، رهبری مطالبی که به عنوان سفر من الخلق الی الحق است، را او[امام جمعه] به عهده دارد. ... اگر عمیقانه حرف نزد، عالمانه حرف نزد، محققانه حرف نزد از نظر علمی، با اخلاص حرف نزد، با صداقت حرف نزد، با طهارت حرف نزد، با قداست حرف نزد از نظرعملی، این آیات و روایات در دل مردم اثر نمی گذارد...

هرجا مشکل در مستمع پیدا شد، بخش عظیمش به این است که ما نتوانستیم پیام رهبران الهی را به مستمعان القا کنیم. این هم عذرخواهی ...

در پایان از رهبری و شورای محترم سیاست گذاری نماز جمعه از یک سو و ائمه بزرگ و بزرگوار نماز جمعه ی قم از سوی دیگر، شما نمازگزاران، برادران و خواهران قم که در کنار بارگاه ملکوتی کریمه ی اهل بیت بار یافتید از سوی دیگر، از ستاد برگزاری نماز جمعه از سوی چهارم، آستانه ی مبارکه فاطمه ی معصومه از جهت پنجم، همه ی نیروهای حافظان و خدمتگزاران و برگزار کنندگان این مراسم با جلال و شکوه از سوی پنجم و ششم و هر کسی که بالاخره در اقامه ی این عمود دین تلاش و کوشش کرده است، حق شناسی می کنیم.»


آخرین خطبه نماز جمعه قم به امامت آیت الله جوادی آملی/ 1388/9/6

متن کامل خطبه


کلمات کلیدی:


نوشته شده توسط همایون سلحشور فرد 94/10/9:: 1:22 عصر     |     () نظر